حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى

298

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )

ننمود و عاقبت هم خاندان او بدست همان مغولانى كه خود به طرف ممالك اسلامى دعوت كرده بود برافتاد . سلطان غياث الدّين محمّد كه به مرض نقرس مبتلى بود در جمادى الاولى سال 599 فوت كرد و او كه يكى از بزرگترين پادشاهان غوريّه است مردى عادل و ديندار و كريم و شعرپرور بود . دربار او در غور و غزنه محفل فضلا و شعرا و فقها محسوب ميشد و با اينكه خود بمذهب شافعى عقيده داشت متعرّض آيين مردم نميشد و ميگفت تعصّب در دين از طرف پادشاهان قبيح است . شاعر بزرگ عهد او فخر الدّين مباركشاه مرورودى است كه تاريخ و نسب‌نامهء سلاطين غور را به وزن شاهنامهء فردوسى بنام سلطان علاء الدّين جهانسوز شروع بنظم كرده و باسم غياث الدّين محمّد بانجام رسانده بوده است . وفات مباركشاه بسال 602 اتّفاق افتاده است . 5 - معزّ الدين محمد بن سام ( 599 - 602 ) بعد از وفات غياث الدّين محمّد پسرش محمود كه همان لقب پدر را اختيار نمود متوقّع بود كه عمّش شهاب الدّين محمّد سلطنت غور را به او واگذارد ليكن شهاب - الدّين با لقب معزّ الدين بجاى برادر نشست و غياث الدّين محمود را بامارت بست و فراه گماشت . فتح هندوستان از 571 تا 602 سلطان معز الدّين محمّد بن سام يعنى ملك شهاب الدّين سابق - الذّكر و برادر غياث الدّين به همه جهت بزرگترين پادشاهان غور است چه با اينكه او بعد از برادرش بيش از دو سال و ماهى سلطنت نكرده ليكن در ايّام حكمدارى غياث الدّين بزرگترين فتوحات غوريان بدست او انجام يافته و آن غير از لشكركشيهاى شهاب الدّين است به طرف خراسان و خوارزم چه در همان هنگامى كه غياث الدّين بگشودن غزنه و طخارستان و سيستان و كرمان